سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
70
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
هنگام غروب آفتاب ملا محمد تقى 5 كه براى او اسبى تهيه ديده بودم وارد شد . سن او بيش از 90 سال است . داراب خان بعد از تعارف خداحافظى ادعا كرد كه او از ايل سگوند است . البته پدرش سگوند بوده ولى مادرش از ميرهاست . چهارم ژوئيه ساعت 5 / 1 صبح صالحآباد را ترك كرديم . جادهاى كه بعدا توصيف مىشود بنام جاده شاه عباس معروف است و در چند جاى آن آثارى از سگفرشهاى قديم به چشم مىخورد . در سرازيرى به طرف رودخانه اناركى اسب من ليز خورد و روى صخرهء تيز و لغزندهاى افتاد ولى من موفق شدم كه پياده شوم و اسب را كه بشدت تلاش ميكرد نگهدارم . پس از پائين آمدن از آن سرازيرى در سايه نىها نشستيم و افراد مهر على خان به زودى چاى را آماده كردند و مير محمد شاه از افتخارات گذشته خانوادهاش زياده سخن گفت . وى يادآور شد كه با ضعف دولت ايران كدخدايان تازه به دوران رسيده قدرتمند شدند ولى حال كه دولت نيرومند گرديده اميدوار بود كه موفقيت گذشته را مجددا بدست آورد . ملا محمد تقى سئوالاتى درباره انگلستان نمود از جمله آنكه آيا در انگلستان ايلات و عشاير وجود دارد ؟ گفتم نه ما همه آبادىنشين 6 هستيم . او ضمن سخنرانى به نقل اشعارى دربارهء قناعت با يك كاسه ماست و نان بلوط پرداخت ولى هنگاميكه ديدار ميرزاوندها را از دزفول بازگو ميكرد با تمسخر ميخنديد . كدخدايان ميرزاوند شعبهاى از ايل قلاوند هستند كه اخيرا براى اولين بار به شهر ( دزفول ) آمده از ديدار شهر دچار هيجان شده بودند بطورى كه هنگام گردش در بازار دزفول از فرط تعجب دهان آنان باز شده بود . آنها وقتى خود را در ميان آهنگران يافتند از صداى چكش و غرش كوره فكر ميكردند كه در جهنم گرفتار شدهاند . ظاهرشان به حدى ژوليده بود كه فورى آنها را بحمام برده و پس از شستشو و تعويض لباس به طرف اداره هدايت شدند . به نظر ميرسد كه ملا محمد تقى مثنوى را خوب ميداند . با دستمالى كه بدور كلاه خود گره زده و يكطرف آن آويزان است